بدون موضوع

دلتنگ کسی باش که دلتنگت باشد

بدون موضوع

دلتنگ کسی باش که دلتنگت باشد

بدون موضوع

من الهه نویسنده ی این وبم امیدوارم خوشتون بیادازمطالبم
وقتی دلم بگیره میشم یه شاعریایه نویسنده اونقدمینویسم تادلم خالی بشه بهترین روشم اینه
عااااااشق کامنتم پس هروقت اومدین وبم حتماکامنت بذارین
فدامدااااالهه
elahe78.blog.ir
http://shangoolomangool.blog.ir/

طبقه بندی موضوعی
اهل قلم هاکین اینجا؟

خواهش میکنم

جمعه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۵، ۰۶:۵۱ ب.ظ

آقایون وخانومای دنبال کننده

ازتون خوااااااااااااااااش مندم منوبه صورت خاموش دنبال نکنید

چون به شدت ذهنم درگیرمیشه

الان دنبال کنندگان خاموشم شدن دوتاآخه چرا؟

موافقین ۳ ۰ ۹۵/۰۱/۲۰
الهه

نظرات  (۸)

۲۰ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۰۲ سیّد محمد جعاوله
هستم
چراغ خاموش
پاسخ:
توام؟
 چرا خارچ از عرف انسانی عمل میکنیم...
 چرا خارچ از عرف انسانی عمل میکنیم...
پاسخ:
ندونم
خخخخ مدرم آزارا
پاسخ:
خخخخخخخخ
خیلی رو این مسائل کامنت و لایکو خاموش و اینا فوکوس نکن دغدغه های پوشالیه بنظرم
پاسخ:
چشم
هان ای شب شوم وحشت انگیز
تا چند زنی به جانم آتش؟
یا چشم مرا ز جای برکن
یا پرده ز روی خود فروکش
یا بازگذار تا بمیرم
کز دیدن روزگار سیرم
دیریست که در زمانه ی دون
از دیده همیشه اشکبارم
عمری به کدورت و الم رفت
تا باقی عمر چون سپارم
نه بخت بد مراست سامان
و ای شب ،‌ نه توراست هیچ پایان
چندین چه کنی مرا ستیزه
بس نیست مرا غم زمانه؟
دل می بری و قرار از من
هر لحظه به یک ره و فسانه
بس بس که شدی تو فتنه ای سخت
سرمایه ی درد و دشمن بخت
این قصه که می کنی تو با من
زین خوبتر ایچ قصه ایچ نیست
خوبست ولیک باید از درد
نالان شد و زار زار بگریست
بشکست دلم ز بی قراری
کوتاه کن این فسانه ،‌باری
آنجا که ز شاخ گل فروریخت
آنجا که بکوفت باد بر در
و آنجا که بریخت آب مواج
تابید بر او مه منور
ای تیره شب دراز دانی
کانجا چه نهفته بد نهانی؟
بودست دلی ز درد خونین
بودست رخی ز غم مکدر
بودست بسی سر پر امید
یاری که گرفته یار در بر
کو آنهمه بانگ و ناله ی زار
کو ناله ی عاشقان غمخوار؟
در سایه ی آن درخت ها چیست
کز دیده ی عالمی نهان است؟
عجز بشر است این فجایع
یا آنکه حقیقت جهان است ؟
در سیر تو طاقتم بفرسود
زین منظره چیست عاقبت سود؟
تو چیستی ای شب غم انگیز
در جست و جوی چه کاری آخر؟
بس وقت گذشت و تو همانطور
استاده به شکل خوف آور
تاریخچه ی گذشتگانی
یا رازگشای مردگانی؟
تو اینه دار روزگاری
یا در ره عشق پرده داری؟
یا شدمن جان من شدستی؟
ای شب بنه این شگفتکاری
بگذار مرا به حالت خویش
با جان فسرده و دل ریش
بگذار فرو بگیردم خواب
کز هر طرفی همی وزد باد
وقتی ست خوش و زمانه خاموش
مرغ سحری کشید فریاد
شد محو یکان یکان ستاره
تا چند کنم به تو نظاره؟
بگذار بخواب اندر آیم
کز شومی گردش زمانه
یکدم کمتر به یاد آرم
و آزاد شوم ز هر فسانه
بگذار که چشم ها ببندد
کمتر به من این جهان بخندد
نیما
من که روشن روشنم :)))
پاسخ:
آری
خیلی حال میده 

منم برم خاموش دنبال کنم 
:)))))))))))))))
پاسخ:
نههههههههههههههههههه

بنویس خودتوخالی کن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">